سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
432
تاريخ ايران ( فارسى )
برضد صادق خان حكومت فارس داده شد و او در آنجا وقت خود را بخوشى و هوسرانى ميگذرانيد ، ولى وقتىكه از تهران سردارى براى فرماندهى نيروى فارس معين شد قبول ننمود و ياغى گرديد . محمد ولى خان هم نيز به او پيوست . در اين موقع شاه نيز در عين حال بواسطهء شورش سليمان خان قاجار والى آذربايجان بر ضعفش افزوده شده بود . سليمان خان مترصد بود كه بر هريك از دو برادر كه فاتح شدند حمله برده در نتيجه تاج و تخت را بدست آورد ، ولى دو برادر بواسطهء ميانجيگرى مادرشان باهم آشتى كردند . سليمان خان هم چون اميدش مبدل بيأس گرديد در اصطبل شاهى در تهران بست نشست . مردانگى و سخاوت شاه انقدر بود كه نه فقط او را عفو نمود بلكه دوباره بحكومت آذربايجان منصوب داشت . آخرين مدعى مهم نادر ميرزا بود كه بمحض شنيدن خبر مرگ آغا محمد خان از افغانستان بخراسان آمده و مشهد را متصرف شد . شاه براى انفاذ و اثبات حكومت خود به طرف خراسان حركت كرد . نيشابور كه دروازههاى خود را به روى شاه بسته بود بحمله گرفته شد و تربت حيدرى نيز تصرف گرديد . بمحض رسيدن ارتش ايران بدروازهء مشهد نادر ميرزا تسليم شده و مورد عفو واقع گرديد .